تبليغاتX
هستی - ویژگیهای زنانه رمان جنس گیلاس:


هستی

 

 

 وولف  6در اثر معروف خود(اتاقی از ان خود)می نویسد:« در ادبیات گذشته یا زنان در رمان مطرح نمی شدند یا به واسطه یک جنس مذکر شرح  داده می شدند»(چه برسد به اینکه راوی  اثر باشند). و یا در جای دیگر می نویسد: «نوشته مردان در مقابل زنان  صریح، بی پرده، و حاکی از استقلال ذهنی مردان است» این جملات نشان از این دارد که ذهنیت مدرن نیز مانند ذهنیت سنتی ارزش زیادی برای زنان و شخصیتهای زن قائل نبودند. اما رمان وینترسن یکی از همان اثاری که که با رفتاری عصیان گونه نه تنها زن راوی داستان بلکه نقش نوعی از مصلح کننده را بر عهده دارد. بی پرده و صریح خود را شرح می دهد و به نوعی از فلسفیدن از نگاه خود دست می زند.البته این نقش اصلاح کننده و مصلح بودن و همین طور جایگاه زندگی شاه و سلطنت محورانه همانطور که در ارباب حلقه ها به7 با این تفاوت که جایگاه نیروهای شر را در جنس گیلاس عده ای کشیش مسیحی بازی می کنند که انگار  از همان ابتدا محکوم به فنا  و از بین رفتنند.راوی زن داستان الگوی زن فرشته ای در خانه و یا فاحشه ای بیرون از خانه ( یا همان اثیری ویا لکاته بودن) 8را زیر پا له می کند. زن در جنس گیلاس  کسی است که جایگاهی در حد یک پیش قراول ایفا میکند ،مجازات می کند در جایگاه خود به حد کافی سنگ دل است و حتی اندامش نیز مانند مانند اندامها اسطورهای مردسالارانه زن  شهوانی و لطیف نیست. او نگاه اسطوره ای به زن و جایگاه زایندگی را نیز ندارد و حتی وقتی به طور اتفاقی بچه ای را نگه داری می کند به او شیر نمی دهد و از شیر سگها برای بزرگ کردن اون استفاده می کند. او جسمانیت خود را با عادت ماهیانه خود به اثبات می رساند. در فورغونی می نشیند و در مجلسی که طرفدارن سردمدارن مذهبی برپا کرده اند حاضر می شود و با آنها به جدال لفظی می پردازد.این رفتار نوعی دهن کجی  ذهنیت مردسالار درباره عادت ماهیانه زنان است« کلیسا که بعدا با کمک اولین مقامات پزشکی عادت ماهیانه را  در رده نجسی قرار دادند»7 همچنین «تابوهای مربوط به طرد و تماس، به ویژه در باره آمیزش بر قابلیت آلوده کننده گی زنان تاکید دارند»8.«در تمدنهای بسیار کهن بنا به پژوهش های جودی گراهن و کریس نایت،عادت ماهیانه به دلایل  متعد از جمله هماهنگی با نظم کیهانی،قدرتی که جوامع  کهن برای خون قائل بودند و این که تنها خونی است که جاری شدن ان ملازم با خطری نیست و با باروری پیوند دارد و به دلیل اهمیت باروری و تولید مثل  از دلایل تقدس یافتن زنان بوده است.حتی در شروع ان  آئین های ویژه ای به اجرا در می آمده است.در ادبیات فمنیستی جاری شدن صلح آمیز و حیات بخش خون به 5 بخش تقسیم می شود:نخست ،زمان شروع اولین عادت ماهیانه، که  اغاز هماهنگی کیهانی است و بلوغ رسیدن یک زن را تمامی یک روستا یا چندین خانواده گسترده وحتی گاه ده هزار نفر جشن می گرفتند.دوم،خونریزی مربوط بعه ازاله بکارت که ورود به سطح بالا تری از هستی شناختی است.سوم،عادت ماهیانه معمولی که هماهنگی تن زن را با تن جهان نشان می دهد.چهارم خونریزی مربوط به وضع حمل،که قدرت آفرینندگی مادی زن را به حد کمال می رساند و پنجم،یائسگی که دوران آزاد شدن تمام نیروهای مثبت زن و خلاقیت روحی اوست.گراهن معتقد است با سلطه اصل پدری با مثابه ایده ی کیهانی،این آیین ها زوال یافت و به تدریج سخن گفتن در این باره به نوعی از تابو بدل شد و به جشن تکلیفی منجر شد که کلیسا برگزار می کند و در ان سخنی از عادت ماهیانه نیست.زیرا خون در جامعه پدر سالار گرچه همچنان نماد قدرت باقی ماند. اما در شکل منفی ان یعنی جنگجویی نیز تجلی می یابد»10

مجتبی دهقان

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 14:35 توسط بئاتريس و مهرداد| |


Design By : Night Skin