خبرهاي زيادي اتفاق افتاده
از جمله اين كه امروز رفتم سر صحنه فيلمبرداري از يه كار تئاتري كودك
قرار شد عروسك گردوني كنم تا استعدادم مشخص بشه
اما حقيقت اينه كه من حال ندارم از صبح ساعت 8 تا ساعت سه بعد از ظهر برم و بعدشم كولرم رو خاموش ميكنن تا صدا نره
خب تابستونه و براي استراحت
بهم نگين تنبل
به هر حال نشستن اونجا و ديدن اينكه بقيه هي كار ميكنن زياد حال نميده
معلوم نيست برم يا نرم
شايد با توافق با كارگردان به صورت پارهوقت برم
ديشب رفتيم درباره الي رو ديديم
اونقد خفقان آور بود كه فقط دلم ميخواست جيغ بكشم
فيلم مزخرفي بود واقعا
اصلا يكي بگه اصلا چي داشت؟
ما كه نفهمديدم چرا بهش جايره دادن
در عوض ار ديدن سوپر استار حسابي كيفور شدم
گرچه ياسي ميخواست يه تحليل فمينيستي روي فيلم بكنه
اما حتي در اون حدم نبود
مهرانه اومد و منتظره تا من براش آناستازيا رو بذارم
پس تا بعد
